آفتاب

تو این چند روزی که از ایران برگشتیم هنوز رنگ آفتاب رو ندیدیم و آسمان خاکستری هست. آفتاب هم خیلی دیر طلوع میکنه و زود هم غروب میکنه و اگر فرصت نکنیم موقع نهار بریم بیرون تا هوایی بخوریم روشنایی روز رو نمیبینیم.

در ضمن هنوز هم خونه به چشم ما تاریک بنظر میرسه و هنوز چشم ما عادت نکرده به نورهای موضعی اینجا. وقتی میرسیم خونه همه لامپها رو روشن میکنیم ولی باز هم خونه روشن نیست.

در کمال تعجب همگی  با وجودی که عملا دو هفته در تعطیلات بودیم خیلی خسته ایم. تارا که بین ساعت هفت تا هفت و نیم خوابش میبره و من و بابای تارا هم بزور میتونیم تا 10 شب بیدار بمونیم.  در حالی که در طول دو هفته تعطیلات ساعت 7 با روشنایی روز و پر از انرژی از خواب بیدار میشدیم و زودتر از ساعت 12 شب هم نمیخوابیدیم و همون 6-7 ساعت خواب روزانه کافی بود.

 

واقعا باید قدر آفتاب و روشنایی روز رو دونست. من اصلا دوست ندارم در کشوری مثل ایسلند زندگی کنم با شش ماه روز و شش ماه شبش. 

 

/ 0 نظر / 27 بازدید