تارا و مدرسه

تارا تو این دو ماه که میره مدرسه خیلی چیزها یاد گرفته.  سیستم آموزش مدرسه شون خیلی جالبه. بچه های چهار تا شش ساله تو یک کلاس هستند و از کلاس سوم جدا میشن. اینطوری بچه های کوچکتر از بزرگترها یاد میگیرن و بچه های بزرگتر هم یاد میگیرن باید مراقب بچه های کوچکتر باشن و بهشون کمک کنن.

توی کلاس زنگ ریاضی و نقاشی و نوشتن و ... ندارن و  خوندن و نوشتن و ریاضی رو با بازی یاد میگیرن. اول هر ماه یک تم ( موضوع) جدید دارن و اون تم رو هم بصورت کاملا دموکراتیک و رای گیری انتخاب میکنن و در طول ماه حول و حوش اون موضوع کار میکنن. مثلا ماه اولی که تارا رفت مدرسه موضوع پلیس و آتش نشانی رو انتخاب کردند و حتی آقای پلیس و آتش نشان اومدن تو کلاسشون و براشون در مورد کارشون توضیح دادن.

خلاصه با این سیستم بچه ها خیلی چیز یاد میگیرن . هر بار که تارا در مورد موضوع جدیدی تو خونه حرف میزنه ، من و باباش با دهان باز به هم نگاه میکنیم و البته لذت میبریم که دخترکمون داره  به این سرعت بزرگ میشه.

یکی از نمونه هاش هفته پیش بود وقتی تارا داشت در مورد تب صحبت میکرد. میگفت وقتی پیشانیمون خیلی داغ باشه یعنی تب داریم و دلیلش هم اینه که وقتی مریض میشیم بدنمون داره با بیماری مبارزه میکنه تا بیماری رو بیرون کنه .

دو روز پیش هم که همچنان بحث فوتبال داغ بود و هنوز هلند از آرژانتین شکست نخورده بود تارا داشت در مورد فوتبال و خطا در فوتبال حرف میزد و داشت میگفت بازی قبلی هلند با کدوم کشور بوده : کاستاریکا. 

من شاید تا 18 سالگی هم اسم کاستاریکا رو نشنیده بودم. 

/ 0 نظر / 7 بازدید