فشار کار

دیروز بابای تارا لپ تاپ شرکت رو که مدتها خونه بود و هر شب تقریبا داشت  دو سه ساعت یا بیشتر باهاش کار میکرد گذاشت توی کیف و برد شرکت. خوشحالم که قبل از اینکه فشار کار زیاد از پا درش بیاره این تصمیم رو گرفت و سعی میکنه شبها کمی استراحت کنه .

این اواخر اونقدر فشار کار تو محل کار من و همسر زیاده که حس میکنیم همکارها به شادابی سابق نیستند. رئیس گروه مون خیلی مضطرب و آشفته بنظر میرسه و هفته پیش بهمون گفت که خیلی استرس داره و سعی میکنه کمتر به خودش فشار بیاده و به همه هم توصیه کرد که مواضب سلامتی شون باشن و اگر فشار کار زیاده پروژه دیگه ای رو قبول نکنن. 

داشتم مسئولیتهام رو در شرکت مرور میکردم دیدم با اینکه چهار روز در هفته کار میکنم مسئول 2 تا پروژه نسبتا سنگین هستم. یک کارآموز دارم ، مسئول تجهیزات آزمایشگاه و تعمیر و نگهداری شون هستم و این اواخر مواد مورد نیاز آزمایشگاه رو هم سفارش میدم. این دو تا کار آخری که اصلا ربطی به نقش من در شرکت نداره رو به این دلیل انجام میدم که دو تا از همکارهای گروه که مسئول این دو مورد بودن رفتن و کسی نبود که انجامشون بده. در ضمن هر از گاهی هم دعوت میشم تا در جلسه های گروههای دیگه شرکت کنم و یا پرزنتیشن بدم. 

 

خلاصه روز شماری میکنم 8 آبان بشه و تعطیلاتمون شروع بشه و 15 روزی قطع ارتباط کنم با کار یا دیسکانکت بشم.

/ 0 نظر / 6 بازدید