روزانه بعد از کلی تاخیر

چند وقته اینجا نیومدم. بعد از تعطیلات تابستانی و برگشتن از ایران سرمون خیلی شلوغ بود و کمی طول کشید تا دوباره به ریتم همیشگی مون برگردیم و یا به نوعی همون روزمرگی.

امسال در ایران بیشتر از دفعات  پیش بهمون خوش گذشت . شاید بخاطر این بود که برنامه خوبی ریخته بودیم و هوا هم خوب بود و میوه ها و سبزی ها خوشمزه تر از زمستان بودند .  خدا رو شکر پدر و مادرهامون هم در وضعیت جسمی نسبتا خوبی بودند. بابا آیدین سرحال تر از دفعات قبل بود و هر روز میتونستیم دور هم سر میز بشینیم و غذا بخوریم. تارا هم در کنار پدر بزرگها و مادربزرگهاش و هم بازی های فامیل بهش خوش گذشت و زبان فارسی اش هم حسابی تقویت شد. دفعه بعد قصد داریم در تعطیلات بهاری مدرسه  بریم ایران و  اردیبهشت ایران رو بعد از چندین سال تجربه کنیم.

تارا وارد گروه دو *شده. هنوز در همون کلاس قبلی اش هست ولی الان جزو بچه های بزرگ کلاس محسوب میشه و کارهای جدی تری توی کلاس انجام میدن. خدا رو شکر مدرسه رو دوست داره. توی مهد بعد از مدرسه هم بهش خوش میگذره. چند وقتیه که بهتر غذا میخوره . البته هنوز موفق نشدن راضی اش  کنن تا استام پات ** مخصوص هلندی ها با کلم رو بخوره. در نتیجه بهتر غذا خوردن تارا خانم در تابستان رشد کرده و قدش کمی بلند تر شده.

 

* اینجا بچه ها از چهارسالگی میرن مدرسه و دوره ابتدایی 8 ساله هست. بچه های گروه 1 و 2 در یک کلاس هستند و آماده میشن برای آموزش جدی و از گروه 3 خواندن و نوشتن رو یاد میگیرن.

 

* *استام پات یک غذای هلندی هست که قسمت اصلی اش رو سیب زمینی و یک نوع سبزی تشکیل میده که با هم پخته شدن و با گوشت کوب له شدن. معمولا استامپات رو با یک تکه سوسیس یا گوشت چرخ کرده یا تخم مرغ میخورن.

 

/ 0 نظر / 26 بازدید