روزانه بهاری

دیروز یادم افتاد که چند وقته به اینجا سر نزدم. از شروع سال جدید میلادی خیلی سر کار سرم شلوغه و خونه هم سرم با کارهای خونه و تارا گرمه و نمیتونم بیام اینجا بنویسم. دو سه جلسه از کلاس خیاطی ام رو هم از دست دادم. این نشانه خوبی نیست ولی امیدوارم به زودی کارها نظم بگیره و بتونم به کارهایی که دوست دارم انجام بدم برسم.

ولی با وجود فشار کار زیاد سعی میکنم تا جایی که امکان داره سر وقت نهار برم نیم ساعتی قدم بزنم تا دوباره به خاطر نشستن زیاد دچار کمردرد نشم. 

بهار هم از راه داره میرسه و من ناراحتم که وقت ندارم اونطور که دلم میخواد برای نوروز آماده بشیم. ولی با این وجود سعی کردم چیدن سفره هفت سین رو به لحظه آخر موکول نکنم و دیروز صبح با تارا سفره هفت سین رو چیدیم. تارا تخم مرغهای سفره هفت سین رو با اون دستهای کوچولوش رنگ کرد. حالا باید صبر کنیم تا سبزه ها رشد کنن و بلند بشن.

عیدی تارا کوچولو رو هم نخریدیم هنوز و تا دیر نشده باید این کار رو بکنم.

با چند تا از دوستان هم قرار شیرینی پزان گذاشتیم و قراره شیرینی عید درست کنیم.

 

پیشاپیش سال نو مبارک!

 

/ 0 نظر / 11 بازدید