مادرانه

دخترک روز اول مدرسه بعد از تعطیلات کریسمس و سال نو اونقدر خسته شده بود که قبل از ساعت هفت جلوی تلوزیون روی کاناپه از حال رفت و خوابش برد.

خدا رو شکر تارا کوچولو به مدرسه و مهد بعد از مدرسه اش عادت کرده و بهش بیشتر خوش میگذره. دیروز صبح که بردمش مدرسه با اشتیاق تمام رفت توی کلاس و یادش رفت با من خداحافظی کنه و من دو سه دقیقه توی حیاط پشت پنجره کلاس منتظر ایستادم تا بالاخره منو دید و اومد برام دست تکون داد. این نشونه خوبیه. خدا رو شکر!

ستاره کوچولو از وقتی که از ایران برگشتیم بر خلاف دو دفعه قبل همچنان سعی میکنه با ما و دوستان ایرانیمون فارسی صحبت کنه. البته با یک لهجه خیلی بامزه و شیرین. امیدوارم که بتونه وقتی بزرگتر میشه فارسی رو هم به خوبی زبان هلندی حرف بزنه.  تو زبان هلندی که خیلی از ما جلوتره و گاهی جملاتی میگه که دهان ما از تعجب باز میمونه.

/ 0 نظر / 25 بازدید