دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

کیک

هر روز خبریه اینجا و یکی داره مناسبتی رو جشن میگیره و کیک میده.  در سطح جامعه هم همینطوره. کارناوال و کریستمس و روز ملکه و کلی مناسبت شاد دیگه. درست عکس ما ایرانیها که تقویممون پر از سالگرد وفات شده و به جای روزهای تولد ، وفات ها تعطیل هستیم.تا جایی که روی خلق و خوی ما هم اثر گذاشته و خودمون هم نمیتونیم به راحتی از لحظه های شیرین زندگیمون لذت ببریم و شاد باشیم.

امروز یکی از استادهای دانشکده تولد ۵٠ سالگیش رو جشن گرفته بود و به همین مناسبت به همه کیک داد. دوستانی که در هلند هستند با این اتفاق خیلی آشنا هستند. جشن تولد یکی از مهمترین رویدادهای زندگی این هلندی هاست و نه تنها خودشون هیچ وقت فراموشش نمیکنند بلکه انتظار دارند که اطرافیان هم یادشون باشه.

ما در اتاق استراحت یا کافی روممون یک تقویم داریم که تاریخ تولد همه همکارها توش نوشته شده. شنیدم هلندی ها  در منزل هم چنین تقویمی دارند و باز هم از معلم زبانم شنیدم که این تقویم رو در دستشویی نصب میکنند چون دستشویی تنها جایی هست که همه مهمانها حداقل یک بار بهش سر میزنند.

خلاصه این هلندیها هر روز به دنبال بهانه ای برای جشن گرفتن و کیک خوردن میگردند. از خبر پذیرش مقاله گرفته تا تولد و رفتن به مرخصی زایمان و دست آخر خداحافظی ار همکاران و تغییر محل کار.

از این اخلاق هلندی ها خوشم میاد و خیلی دلم میخواد در بین ما ایرانیها هم مثل یک فرهنگ در بیاد.

پ ن: وقتی یاد محیط کاری خشک و بی روح ایران می افتم ترس برم میداره.

   + الهه جمالزاده - ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸