دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

از همه جا

امروز مجبور شدم هر دو تا فرمانتاسیون رو متوقف کنم چون میکروبهای نازنین دوباره دست به یکی کردند و خواستند منو اذیت کنند. خلاصه بعد از ٧٠ ساعت منتظر موندن سیستم یکنواخت نشد.شاید به قول تکنسین آزمایشگاه یادم رفته بود رقص تلقیح (Innoculation Dance) رو برای میکروبها اجرا کنمچشمک.  ولی جالبه که این بار خیلی ناراحت نشدم. فکر کنم به خاطر تاثیر هورمونهای بارداریه.

دیروز تقریبا تمام روز برف بارید. تمام مدت خونه بودیم و حسابی استراحت کردیم. دو تا فیلم بی مزه ایرانی هم تماشا کردیم. حالا تا مدتی هوس دیدن فیلم ایرانی نمیکنیم.

دیروز بدلیل برف فوتبال یکشنبه های بابای نی نی هم کنسل شد. این سرما کی تموم میشه خدا میدونه! حالا دریغ از کمی بارون و برف در تهران. انگار نه انگار که زمستونه. به قول مامان چله کوچیکه هم داره تمام میشه ولی بارندگی نشده. گاهی که از برف زیاد گله میکنم هلندی ها میگن از بارون که بهتره. خداییش اینو دیگه راست میگن.

یک پسر دیگه به خاندان وکیلی اضافه شد. آقا پرهام! شیرینی اش رو از عموجانش بگیرید.

من و نی نی دوباره از امروز میریم آزمایشگاه تا بعد از کمی تمیزکاری مثل شستن فرمانتور خمیازه آزمایشمون رو دوباره تا آخر هفته شروع کنیم. برامون دعا کنید تا همه چیز این بار خوب پیش بره چون ما فقط 9 هفته دیگه وقت داریم تا 4 تا آزمایش رو انجام بدیم و نمونه هاش رو هم آنالیز کنیم.

   + الهه جمالزاده - ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸