دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

استاد مهربون

امروز تو جلسه گروه هر کسی ۵ دقیقه وقت داشت که در مورد کارش و برنامه اش برای ٣ ماه آینده صحبت کنه.

همکار مستقیم من که با هم روی تولید فوماریک اسید کار میکنیم داشت پیشنهاد میکرد که برای سریع شدن فرایند تکامل سلول  و افزایش راندمان تولید از مواد شیمیایی خاصی استفاده کنه و در واقع Mutagenesis انجام بده. ولی از آنجایی که این مواد مضر و خطرناک هستند انجام همچین آزمایشی ریسک بالایی دارد.

استادم گفت : حواست باشه تو این مدتی که الهه توی آزمایشگاه کار میکنه این کار رو نکنی ،چون ممکنه براش ضرر داشته باشه.

خیلی احساس خوبی بود وقتی دیدم رئیسم به فکر منه. حتی خودم هم یادم نبود.

قبل از اینکه تصمیم به بچه دار شدن بگیریم کمی مردد بودم و میگفتم شاید بهتر باشه بخاطر کارم و آزمایشهام فعلا تا یکی دو سال دیگه بچه دار نشیم. ولی الان حسابی خیالم راحت شده و از تصمیمی که گرفتیم خوشحالم.اینجا همه جوره مراعات دانشجو رو میکنند.

   + الهه جمالزاده - ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸