دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

کمی از هلند

خیلی خوشحالم از اینکه تو این مدت کوتاه دشت سفید مورد توجه همشهریها قرار گرفته  و حتی بهش لینک داده میشه. اینو به فال نیک میگیرم .

تعطیلات کریسمس دیگه تقریبا شروع شده .همین ۵ شنبه ٢۵ دسامبر هست ولی اکثر همکارها از اول هفته به تعطیلات رفتند. من جزو معدود افرادی هستم که هنوز توی دانشکده هستم و تو ازمایشگاه مشغول کار روی نمونه هام هستم . با وجودی که می دونم کارهام قبل از تعطیلات تمام نمیشه ولی دارم سعی میکنم تا  برای سال جدید میلادی کمتر در ازمایشکاه کار داشته باشم و با فراغت خاطر روی داده ها کار کنم و به امید خدا اولین مقاله دکترا رو بنویسم.

اینجا هوا نسبتا سرده ولی هنوز به زیر صفر نرسیده. هوای پائیز و زمستان اینجا خیلی شبیه گرگانه با این تفاوت که کمی زودتر شروع میشه. بارونهای تند پائیزی همراه با باد شدید منو یاد بارونهای سیل آسای گرگان با زوزه های باد شبانه می اندازه. خونه پدری من نزدیک صدا و سیما (خیابان چشم انداز) واقع شده. چند سال پیش وقتی که هنوز ساخت و ساز به سرعت حالا انجام نمیشد و اطراف خونه ما باز بود صدای زوزه باد من رو خیلی میترسوند.  وقتی دبیرستانی بودم ، هنوز گاز به اون منطقه نرسیده بود و گرم کردن خونه خیلی سخت بود. یادمه که همیشه با گیوه هایی که مامان برام میبافت توی خونه راه میرفتم و امکان نداشت که بدون ژاکت باشم.

وضعیت مشابه اون زمان رو الان توی آپارتمان کوچکمون تو دلفت تجربه میکنیم. سیستم حرارتی ساختمان مرکزیه و درجه شوفاژ با توجه به درجه حرارت بیرون بطور اتوماتیک تنظیم میشه و درجه حرارت هیچ وقت از ٢٢ درجه بالاتر نمیره. قضیه به همین جا ختم نمیشه. سیستم گرمایش ساختمان از ساعت ١٢ شب تا ۶ صبح به جهت صرفه جویی در مصرف انرژی خاموش میشه.  شاید باورتون نشه که هزینه ماهانه گرمایش اپارتمان با این توصیفات ١۴٠ یورو است. اینجاست که باید قدر عافیت رو دونست .

طبیعت اینجا شبیه گرگانه ، شاید کمی سبزتر با کلی کانال آب در اطراف و داخل شهرها.  حتما می دونید که هلند چند متر پایینتر از سطح آبهای آزاد هست و روزانه چندین هزار پمپ آب رو از خشکی پمپ میکنند و به دریا میریزند. قبلا این کار با آسیابهای بادی انجام میشد و هنوز هم بعضی از این آسیابها فعال هستند. اخیرا از یکی از دوستانم شنیدم که هلندی ها ایده آسیاب بادی رو از ایرانیها گرفتند . نمی دونم که این حرف تا چه حد صحت داره.

چیزی که طبیعت اینجا رو با گرگان متفاوت میکنه ، مسطح بودن این کشوره. از کوهها و کوهپایه های سرسبز و پر درخت گرگان خبری نیست و تا چشم کار میکنه دشت های سرسبز است. کمی که به سمت جنوب هلند یعنی استان Limburg  نزدیک مرز المان و بلژیک میروید، کمی کوهپایه ای میشه و بلندترین کوه هلند ( اگه بشه کوه نامید) در اون منطقه قرار داره که ارتفاعش به 350 متر نمیرسه.

بزودی سعی میکنم که تعدادی عکس از شهر دلفت و جاهایی که دیدم و رفتم براتون تو دشت سفید بگذارم.

 

 

   + الهه جمالزاده - ٤:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧