دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

زنان و مردان امروزی

من فمنیست نیستم و هدفم از نوشتن این پست فقط نقل قول است و امیدوارم که آقایانی که این پست رو میخوانند برداشت منفی نکنند.

بحث از کیک پای سیب شروع شد که همکار هلندی آقای ما دیروز درست کرده بود و موقع زنگ تفریح صبحمون خوردیم و همه خیلی دوست داشتیم.

روزاریو (همکار خانم آرژانتینی ) گفت اولین باره که می بینه یک آقا به این خوبی پای سیب درست میکنه.

من در جواب گفتم که موافق نیستم و فکر میکنم در بین آقایان هلندی خیلی مرسوم باشه که اشپزی کنند. مثالش استاد راهنمای خودم که تقریبا هر شب برای خانواده شام درست میکنه. همین همکارم که کیک درست کره بود حداقل سه شب در هفته آشپزی میکنه.

در ادامه گفتم :قاعدتا وقتی خانومی بیرون از منزل کار میکنه شوهر یا دوست پسرش باید در منزل بهش کمک کنه.

اما روزاریو گفت در آرژانتین وقتی خانمی شاغله در واقع دو شغل تمام وقت داره . یکی بیرون خونه و دیگری داخل خونه و تمام کارها و تصمیم گیریها با اون هست.

در ادامه خواهرش رو مثال زد که ساعت ۵ صبح از خواب پا میشه و کارهای خونه و آشپزی رو انجام میده. دو تا دخترهاش رو میبره مدرسه و مهد کودک و بعد میره سر کار. ظهر یکی از دختراش رو میبره خونه و ساعت ۵ بعدازظهر هم دومی رو میاره خونه و ادامه میده به کار کردن ....

ازش پرسیدم : پس شوهرش چی؟ اون تو هیچ کاری کمک نمیکنه؟

گفت: خواهرم مطلقه است. شوهرش واقعا یک آدم مزخرف بود. میدونی بعضی وقتها مردها به هیچ دردی نمیخورن و بیشتر مزاحمند و بهتره نباشند....

خندیدم ولی از سر تاسف.

بنظر شما چه عواملی باعث میشه که ما هنوز جوامع این چنینی داشته باشیم. جوامع کاملا مرد سالار که توی اون خیلی از خانومها بدون اعتراض سالهاست که دارن از جونشون مایه میگذارند و چندین مسئولیت دارند و اینطور برداشت میشه که اگر میخوان مستقل باشند باید بهای اون رو پرداخت کنن و از خونه و زندگی و بچه ها چیزی کم نگذارند و یا گاهی خانمهایی مثل خواهر همکارم حاضرند به تنهایی بار مشکلات رو بدوش بکشند و به اصطلاح امروزی ها مادر مجرد باشند و آقا بالا سر نداشته باشند؟

بنظر من همه اینها برمیگرده به نحوه برخورد مادران و پدران ما با فرزندان دختر و پسرشون. اگر از همون ابتدا با دخترها و پسرها یک جور برخورد بشه و از هر دو انتظار داشته باشند که در  کارهای خونه کمک کنند خیلی از مسائل حل میشه. برادرهای من هم میتونن خوب نظافت کنند و هم توی آشپزخانه به خانمهاشون کمک کنن و این ها رو به لطف آموزشهای مامان و چند سال زندگی مجردی یاد گرفتند.

دوست دارم بدونم نطر شما چیه؟ آیا ما خانمها بیش از حد از آقایون انتظار داریم یا آقایون هم کمی بی انصافی میکنند؟ چه پیشینه های فرهنگی و مذهبی این مشکلات رو بوجود میاره؟

پ ن: البته من معتقدم که همه چیز خیلی بهتر از چند سال پیش و نسل قبل از ماست. ولی میخوام بدونم ماها به عنوان پدر و مادرهای آینده چطور میتونیم این مسایل رو حل کنیم؟

   + الهه جمالزاده - ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸