دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

نظم

یکی از سوالاتی که برام تقریبا بی جواب مونده تو این ٣ سال و نیم اینه که چطور این هلندی ها این همه منظم و دقیق هستند؟

هفته پیش منشی هنوز دو ماه بیشتر به سال جدید مونده سررسید های ٢٠١٠ رو پخش میکرد

همکار هلندی ام چکیده مقاله اش رو که باید ماه جولای ٢٠١٠ ارائه بدهد برای کنفرانس فرستاد. حالا ما میمانیم و ۵ دقیقه مانده به نیمه شب پایان مهلت چکیده مان رو میفرستیم

همین همکار منظم از حالا برای تعطیلات سال بعدش برنامه ریزی کرده و قراره به یک کشور اسپانیایی زبان در آمریکای جنوبی سفر کنه و حالا دنبال یک کلاس زبان اسپانیایی ارزان قیمت میگرده. خساست هم از مشخصه های اینهاست.

حالا ما وقتی برنامه ریزی میکنیم آنقدر دیر دست به کار میشیم که مجبوریم در دقیقه ٩٠ بلیط و هتل نسبتا گران رزرو کنیم و کلی ضرر مالی کنیم و یا اونقدر دیر میکنیم که بی خیال تعطیلات میشیم. مثل تعطیلات سال نو پارسال که ١٠ روز از بیکاری تو سرمای ١٠ درجه زیر صفر چپیدیم توی خونه و حوصله مون سر رفت.

وقتی به دندان پزشکی یا اداره ای میری و یک هلندی داره وقت ملاقات بعدیش رو میگذاره تندی سررسیدش رو در میاره و نگاه میکنه تا با برنامه های دیگرش برخورد نداشته باشه.  اما من وقت رو میگیرم. بعد میام خونه یا سر کار . تقویم ناقصم رو که همیشه یادم میره همراهم ببرم یا برنامه ام رو درست توش یادداشت نکردم برمیدارم و میبینم که دقیقا تو همون روز چند تا کار مهم دیگه دارم. اون وقت باید یک ساعت توی سر خودم بزنم و به این ور و اون ور ایمیل و تلفن بزنم تا اشتباهم رو درست کنم.

چطور شده که اینها اینطوری شدند و ما اونطوری؟ آیا میشه ما هم یک روز منظم بشیم....

   + الهه جمالزاده - ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸