دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

از اینجا و اونجا

- چند وقت پیش یک پست گذاشتم به نام همکلاسی قدیمی. چند وقتی بود که به یاد یکی از همکلاسیهای دبیرستان و دوره پیش دانشگاهی افتاده بودم ولی از سال ٧۶ دیگه ازش خبری نداشتم. خبر خوب اینکه گذاشتن اون پست سبب خیر شد و من همکلاسی ام رو پیدا کردم.

- هفته بعد باید در گروه پرزنتیشن بدم. ولی از اونجایی که دو ماه آزمایشهای ناموفق داشتم داده های جدید برای ارائه ندارم. جند روزی با خودم کلنجار میرفتم که چه کار کنم. آخر به این نتیجه زسیدم که با اینکه آزمایشهام خوب نشد ولی همون مشکلات باعث شد چیزهای جدیدی یاد بگیرم. چرا تجربیاتم رو به همکارانم منتقل نکنم؟! خلاصه دارم چند تا مقاله در مورد مشکل نوسان در فرمانتاسیون های پبوسته و هوازی با مخمر میخونم تا کمی اطلاعاتم رو کامل کنم و برای همکاران ارائه بدم. امیدوارم خوب از کار در بیاد

- همه خانواده ام امروز آستارا هستند برای شرکت در جشن عروسی پسردایی ام. خیلی دلم میخواست تو عروسیش باشم. حیف که دوریم و خیلی از این فرصتهای شاد و بیادماندنی رو از دست میدیم. براشون آرزوی خوشبختی میکنم.

-هوای اینجا داره کم کم سرد میشه و من بی جنبه که نه تحمل گرما رو دارم و نه سرما کم کم دارم صخامت لباسهام رو زیاد میکنم. تو هوای سرد به انرژی بیشتری هم نیاز دارم. نتیجه اینکه روی میارم به خوردنی های پر کالری .... خدا به داد برسه آخر زمستون! 

   + الهه جمالزاده - ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸