دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

گرگانیها

تو آخرین بازدیدمون از گرگان (بهمن ١٣٨۶) در منزل یکی از اقوام نزدیک که پسر جوان کنکوری داشت مهمان بودیم.  ابن آقا پسر تصمیم گرفته بود که فقط در رشته زبانهای خارجی شرکت کنه. وقتی ازش پرسیدم: چه دانشگاهی رو میخوای انتخاب کنی ؟!

در جواب گفت: " گرگان ، چون از هر نظر خیلی برام بهتره. همین جا میتونم کار هم بکنم. کنار مامان و بابام هستم  و راستشو بخواید شهرهای دیگر رو دوست ندارم "

با تعجب گفتم : مگه شهرهای دیگر رو دیدی که فکر میکنی گرگان بهتر باشه . امکانات شهرهای بزرگی مثل تهران رو با گرگان مقایسه میکنی!  تو جوان هستی و باید از این فرصت استفاده کنی و زندگی جای دیگر رو هم تجربه کنی! نمیدونی چقدر برات مفید خواهد بود! (البته نمیخوام بگم که فارغ التحصیلهای گرگان چیزی از جاهای دیگه کم دارند)

همینطور ادامه داد به توجیحها و تعریفهای بیخودی و فهمیدم که هیچی نمیدونه و فقط چون درس خون نیست ، جرات نمی کنه که به بیشتر ازگرگان فکر کنه.

از طرف دیگه تمام کمبودهاش رو به گردن پدر و مادر زحمتکشش می انداخت و شکایت داشت که چرا برای فلان معلم خصوصی پول نمی دهند.

خیلی متاسف شدم وقتی جوان امروزی رو با این همه بی انگیزگی دیدم. بدون کمترین تلاش برای بالا رفتن از پله های پیشرفت. این جوانها با دانش آموزها یا دانشجوهای  ٣٠سال پیش خیلی فرق دارند. وقتی یاد خواهر و برادرهای خودم می افتم که با چه  انگیزه و تلاش شبانه روزی درس میخوندند و سعی میکردند که باعث افتخار خانواده و مدرسه باشند و در آینده هم خودشون و شهرشون  رو خودکفا کنند ،دلم میسوزه و متاسف میشم.  اگه یه مروری به کارنامه علمی گرگان بندازیم پر است از افتخارات این جوانها . نمیدونم اونها تا چه حد موفق بودند و چند درصد دانش آموخته های مدارس گرگان بعد از دانشگاه به گرگان برگشتند. ولی هر جا که باشند به نحوی به کشورشون خدمت میکنند. (مثال :دانش اموزهای دبیرستان ایرانشهر ، روبروی پارک شهر)

غرض تمجید و فخر فروشی نیست ولی کمی از خودم و دوستان هم کلاسیم مثل پرین و دریا و زهره ، و الهام و .... بگم که دومین سری ورودی پیش دانشگاهی فدک بودیم. دوره ازمایشی پیش دانشگاهی که معلمها کمترین تجربه رو تو تدریس دروس جدید ( حسابان و ...) داشتند . با اون کنکور ٢ روزه  و انتخاب رشته بدون رتبه . ولی ما موفق شدیم و همیشه به مدرسه و شهرمون افتخار میکردیم و میکنیم.  

 

   + الهه جمالزاده - ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧