دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

رستوران ایرانی

جای همه دوستان خالی. دیشب برای افطار رفتیم رستوران ایرانی در روتردام و کباب خوردیم. اصلا فکر نمیکردم که بتونم بعد از افطار این همه غذا بخورم چون معمولا تو خونه با چند لقمه نون و پنیر سیر میشم و اصلا نمیتونم شام بخورم. شاید یک دلیلش این بود که بیش از ۴ ماه بود کباب نخورده بودیم و کیفیت غذای این رستوران هم بد نبود. ولی مثل همیشه خدمات رستوران اصلا خوب نبود و سفارشها رو خیلی دیر میاوردند وجتی چند مورد سفارش ما رو فراموش کردند .

این نوع خدمات ضعیف رو معمولا در همه رستورانهای ایرانی میبینیم . یا پرسنل بداخلاق هستند یا خوب سرویس نمیدن و یا تحمل انتقاد ندارند. بنظر من اصلا کار سختی نیست و فقط کافیه مدیران این رستورانها سری به رستورانهای ملیتهای دیگر بزنند تا کمی الگو بگیرن و نحوه خدماتشون رو اصلاح کنند. علاوه بر این قیمت غذای این رستورانها در مقایسه با رستورانهای ترک و مراکشی گرونتره و همین باعث میشه که نتونند مشتری های زیادی رو جذب کنند.

 

   + الهه جمالزاده - ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸