دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

زمان

زمان داره به سرعت میگذره و من به سال چهارم نزدیک میشم. ولی هنوز همه چیز کند پیش میره و با خراب شدن هر آزمایش یک ماهی از برنامه عقب میمونم.  استادهای راهنما هم اونقدر سرشون شلوغه که فرصت نمیکنند مقاله ای که ٢ ماه پیش تمام شده و نیاز به بررسی نهایی داره برای فرستادن به ژورنال بخوندند و نظر بدن. اینجاست که باید بهشون فشار بیاری و ضرب العجل تعیین کنی. اونوقت سعی میکنند ٣-٢ روزه بخوننش. وای این مقاله باید مدتها قبل فرستاده میشد....

بعضی ها میگن سال آخر دکترا شلوغترین و مفیدترین دوره دکتراست. اون موقع نتایج به سرعت به دست میان و مقاله ها منتشر میشن. امیدوارم که همینطور باشه. سال اول من که به این در و اون در زدن و نتیجه نگرفتن و یاد گرفتن گذشت. اون روزها افسوس میخوردم که چرا تز فوق لیسانسم رو پشت کامپیوتر گذروندم و کار آزمایشی نکردم . آخه چطور میشه بیوتکنولوژی خونده باشی و یک بار هم یک آزمایش تخمیر انجام نداده باشی.....

حالا که به سال چهارم نزدیک میشم کلی ایده جدید دارم که میتونن به پیشرفت کار کمک کنند و کلی برنامه که میشد تو این مدت کار تو دانشگاه انجامشون داد و بهینه تر از وقت استفاده کرد. ولی حیف که کمی دیر شده و وقت زیادی نمونده.

خدایا به من آرامش بده .....

   + الهه جمالزاده - ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸