دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

این روزها

معمولا هر وقت با استادم جلسه رسمی دارم حداقل ٣ روز زودتر گزارش کارم رو آماده میکنم و بهش میدم که بخونه. قبل از 12 ژوئن به دلیل شوق و ذوقی که داشتم برای دنبال کردن خبر ها و  مناظره ها  دل به کار ندادم و کارم زیاد خوب پیش نرفت. چند روزی هم بخاطر دوره آموزشی و کنفرانس هلند نبودم. وقتی هم که برگشتم همه چیز تمام شده بود و چند روزی در شوک به سر بردیم. این شد که من کار درست و حسابی نکردم که براش گزارشی بنویسم. فقط یه دفتر یادداشت داشتم با ٣ صفحه ایده های جدید که چی خوبه انجام داد و چی میشه اندازه گرفت و چی رو میشه مدل کرد و ....

دیروز با استرس زیاد نشستم سر گزارش. مگه پیش رفت !؟ مردم و زنده شدم. امروز هم تلاش کردم تا تمامش کنم ولی تمام نشد که   نشد تا اینکه برای اولین بار استادم ایمیل زد  و سراغ گرارش فردا رو گرفت .

2 ساعت پیش گزارشم هر طوری که بود تمام شد. فکر کنم ماجراها هم دیگه  تمام شده ولی هیچ کدوم اونطور که میخواستیم نشد. درد اولی درمان داره . درمانشم یک ماه کار اساسیه. دومی چی؟...

 

   + الهه جمالزاده - ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸