دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

امروز فهمیدم....

در دانشکده همه سرگرم کارهای روزمره خودشون هستند و هیچ کس نمیدونه که تو دل من و هم وطنانم چی میگذره. موقع خوردن قهوه با هم شوخی میکنند و از در و دیوار حرف میزنند و میخندند. اما من لبم به خنده باز نمیشه و حتی حوصله تظاهر به خوشحالی هم ندارم.

امروز فهمیدم که وقایعی که در کشور من  داره میافته و ضایع شدن حق و حقوق ما هیچ اهمیتی برای این قشر به اصطلاح تحصیل کرده نداره چه برسه به مردم عادی که شاید خبرها رو دنبال نمیکنند. امروز با وجودی که تیتر صفحه اول و عکس اول روزنامه های هلندی مربوط به وقایع چند روز اخیر بعد از انتخابات در ایران بود، هیچ کدوم از همکاران من اشاره ای هم به این موضوع نکرد و هم دردیش رو ابراز نکرد.

از اینکه وقتی چشمم به همسایه و اطرافیانم میافته و میدونم که به اون چیزی که فکر میکنم ، فکر نمیکنه ناراحت میشم و بیش تر از پیش دوست دارم تو کشور خودم باشم و مثل همه یک درد و غم مشترک داشته باشم ، همونطور که وقتی خوشحالم ،نمیتونم به راحتی ابراز کنم.

 

 

   + الهه جمالزاده - ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸