دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

گرگان

چند وقت پیش تو یه مهمونی با یه هموطن شمالی آشنا شدم. وقتی فهمیدم که شمالیه خیلی خوشحال شدم و با کلی ذوق بهش گفتم که منم شمالی هستم. اهل گرگانم.

این دوست ما نه گذاشت و نه برداشت و گفت: " گرگان که شمال حساب نمیشه، اون که تو شرقه". از نظر اون شمال فقط شهرهای حاشیه دریای خزر بود و شمالی کسی بود که به زبان گیلکی حرف میزنه.

خیلی از حرفش جا خوردم. اولین بار بود که این رو میشنیدم. تا حالا کسی به من نگفته بود که گرگان جزو شمال نیست.

راستشو بخواید همیشه بین مردم شهرهای همسایه و یا ساکنین استانهای همجوار یه چنین کل و کلهایی بوده. این طبیعیه که چنین بحثهایی بینشون باشه. استان گلستان هم چند سالیه که از استان مازندران جدا شده و لازم به ذکره که از اون زمان کلی توسعه پیدا کرده.

با خودم فکر میکردم که چقدر راجع به شهر محل تولدم یا در سطح ملی در مورد کشورم میدونم. در مورد تاریخش، مردمش، هنر و صنعتش... . فکر میکنم خیلی کم. شاید هم هیچی! 

شاید بد نباشه که در اینجا کمی از خاطراتم و از اتفاقات دور و برم ، چیزهایی  که در مورد گرگان و شهرهای دیگه ایران یاد میگیرم  بنویسم.

 

پی نوشت:

کمی از خودم:  دانشجوی مقطع دکترا در رشته بیوتکنولوژی، ٢٩ ساله و متاهل ـ ساکن دلفت در هلند

   + الهه جمالزاده - ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧