دشت سپید


من در شهر گرگان متولد شدم و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کوثر به اتمام رساندم. بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مهندسی بیوشیمی خیلی تلاش کردم به شهر محل تولدم برگردم و مشغول به کار بشم. ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد و من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به خارج از کشور آمدم و هم اکنون در کشور سرسبز و همیشه بارانی هلند زندگی میکنم. این وبلاگ از بدو ورود من به هلند ساخته شده و گوشه هایی از زندگی من و خانواده کوچکم رو بازگو میکنه.

به پیشواز نوروز میرویم

تعطیلات نوروزی در ایران شروع شده و گروههای مجازی خلوت شدن. همه مشغول خریدها و کارهای باقیمونده هستند و ما مونیدم و غم غربت و دوری از خانواده که دوباره به سراغمون میاد. خوش بحال اونهایی که شب عید ایرانن و یا فامیلشون راحت میتونن به اروپا مسافرت کنن و میان بهشون سر میزنن.

امسال به خاطر مشغولیتهای مختلف کاری و خیریه و سطح پایین انرژی از کارهای عید عقب موندم و سفره هفت سینمون رو نچیدم. ایده خوبی هم هنوز به ذهنم نرسیده. دلم میخواد سفره ام رو کمی متفاوت از هر سال بچینم ولی وسایلم جور نیست. باید دوباره همون کاسه های پایه دار بستنی خوری رو دربیارم و سفره رو بچینم.

آخر هفته گذشته با تارا دو سه ساعتی مشغول رنگ کردن و قیچی کردن و چسباندن بودیم و چند تا کارت پستال نوروزی درست کردیم و پست کردیم. متن کارت رو من به فارسی نوشتم و تارا اسمش رو به فارسی و لاتین پایین کارتها نوشت. قشنگ ترین کارتش رو برای بهترین دوستش آیدا انتخاب کرد و به من گفت مامان بنویس که ما خیلی دلمون براتون تنگ شده.

امیدوارم سال 1396 سال خیلی خوبی برای همه مون باشه.

 

   + الهه جمالزاده - ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥

شب چهارشنبه سوری مبارک

باورم نمیشه که سال 1395 داره تموم میشه. امسال سال نسبتا خوبی بود برای خانواده. دو تا قبولی دانشگاه داشتیم از نوه های جمالزاده. برادرزاده ام معید برق شریف قبول شد و موژان دختر برادر سومم از یک دانشگاه خوب در کانادا پذیرش گرفته در رشته مهندسی.  هر دو خواهرزاده عزیزم در کانادا مشغول به کار شدن و من خیلی براشون خوشحالم. در طول سال اتفاقهای کوچک دیگه هم افتاد که ما بخاطرش شاکریم.

البته اتفاقهای تلخی مثل درگذشت شوهر خاله عزیزم خاطر همه رو پریشان کرد . امیدوارم بتونیم خاطرات تلخ و ناراحتی ها و سختی ها رو در همین سال 1395 جا بگذاریم و سال 1396 رو با امید و روحیه خوب و قلبی پاک از کینه شروع کنیم.

 

شب چهارشنبه سوریتون مبارک.

 

   + الهه جمالزاده - ٩:٢٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥

جشن خیریه نوروزی

چند سالی هست که یک گروه خیریه وابسته به انجمن دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه دلفت هلند تشکیل دادیم و هفت دانش اموز با استعداد از بنیاد کودک رو تحت سرپرستی گرفتیم و هزینه ماهیانه ای که بنیاد کودک معین کرده همراه با عیدی و کادوی تولدشون پرداخت میکنیم. برای پرداخت این هزینه برنامه های مختلفی برگزار میکنیم شامل شب شعر و پخش فیلم و بازارچه خیریه. دوستان دانشجو و مقیم هلند هم یاریمون میکنن و در این برنامه ها شرکت میکنن و کمک مالی میکنن.  اگر پول بیشتری هم جمع بشه برای موسسات دیگه فعال در ایران مانند محک میفرستیم.

دیروز هم به بهانه شروع بهار و نوروز یک جشن خیریه نوروزی داشتیم و از یک ماه قبل ترش مشغول برنامه ریزی و فعالیت و آماده سازی بودیم. امسال برنامه رو در یک مکان جدید برگزار کردیم و برنامه با نظم بهتری برگزار شد و خدا رو شکر هزینه حداقل شش ماه بچه های بنیاد کودک رو جمع کردیم. 

شیرینی های عیدی که درست کرده بودم خیلی طرفدار داشت و زود تمام شد. ترشی و مرباها هم خوب فروش رفت و تلاشهای من در دو سه هفته گذشته بی ثمر نموند.

به همراه دو تا از دوستان و تارا بخش سرگرمی بچه ها رو به عهده گرفتیم و رو دست بچه ها تتو اکریلی کردیم و تخم مرغ رنگ کردیم و با بادکنک شکل های مختلف درست کردیم و فکر میکنم همه بچه ها راضی جشن رو ترک کردن.

 

پ ن : سه ساله که بجای خونه تکونی عید خودم رو با کارهای خیریه مشغول میکنم و این بهم خیلی انرژی میده. 

 

هفت سین جشن خیریه 

   + الهه جمالزاده - ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥

کافه پیانو

کتاب کافه پیانو رو چهارشنبه عصر وقتی تارا سر تمرین دو بود شروع کردم و یک شنبه شب تمام شد. کتابهای فارسی اکثرا با فونت درشت تر چاپ شدن و از اونجایی که فارسی زبان اول من هم هست خوندش راحت تره و سریعتر پیش میره. متن کتاب بیشتر شبیه وبلاگ بود و آقای نویسنده در کتاب گاهی خیلی روشنفکرانه و گاهی بسیار سنتی ( در مورد روابط زن و مرد) صحبت میکرد. شاید اگر ایران زندگی میکردم مطالب کتابش بیشتر به دلم مینشست. ولی اگر ده سال در خارج از ایران و در یک کشور آزاد زندگی کرده باشی و به نورم های اینجا عادت داشته باشی خیلی با صحبتهای نویسنده به وجد نمیای. در ضمن  آقای نویسنده یک کلمه ای رو خیلی در متن به کار برده بود که اصلا دوست نداشتم و از اینکه تونسته بود با وجودی که بیش از 20 بار این کلمه رو تکرار کرده بود مجوز بگیره متعجب بودم.

   + الهه جمالزاده - ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ بهمن ۱۳٩٥

نشستن زیاد معادل سیگار کشیدن

تو دو سه روز گذشته تقویم کاریم به طور کاملا عجیبی خالیه و من جلسه ندارم و تونستم بنشینم و کوه داده هایی که دارم بررسی کنم و گزارش بنویسم. ولی نشستن و تمرکز کردن برای چند ساعت متوالی خیلی سخت و خسته کننده است و کم کم دارم اثرش رو روی کمرم حس میکنم و چشمهام خیلی زود خسته میشن. 

نشستن زیاد شده یکی از بزرگترین دشمنان سلامتی ما امروزی ها.

 

   + الهه جمالزاده - ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ بهمن ۱۳٩٥

نعمت خواندن

همش دو نفر از سی نفر عضو گروه فامیل به چالش کتابخوانی من جواب دادن و گفتن چه کتابی دارن میخونن. از جوانهای گروه خبری نشد و این خیلی غم انگیزه. کتاب میتونه دوست و مونس خوبی برای تنهایی های آدم باشه. اگر کتاب خوندن عادت بشه دیگه آدم هیچ وقت تنها نیست. 

مادرم میگه خدا رحمت کنه پدر و مادرم رو . به خاطر تعصبات بیخودی من رو از مدرسه رفتن محروم کردن و حالا که پیر شدم یک کتاب و روزنامه هم نمیتونم بخونم. خدا رو شکر که دست کم قرآن خوندن رو یاد گرفتم. ناراحت

   + الهه جمالزاده - ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٥

فقط شعار و انتقاد ...

حتما خیلی هاتون تلفن هوشمند دارین و یکی دو تا از این اپلیکشنهای شبیه تلگرام رو رو گوشیتون نصب کردین. من هم همینطور و تو کلی گروه خانوادگی و دوستانه هم اضافه شدم. بعضی از این گروهها برای برنامه ریزی و قرار گذاشتن و خبر از همدیگه گرفتن خیلی خوبه ولی بعضی از این گروهها مفتشون هم گرونه. چیزی به معلوماتت اضافه میشه و مهمتر از اون اعصابت از دست یک عده بیکار که مطالب رو از این گروه کپی میکنن و تو گروه دیگه میگذارن خورد میشه. خیلی هاشون اصلا وقت نمیگذارن مطلبی رو که کپی کردن تا آخر بخونن و یا کمی به درست بودن مطلب فکر نمیکنن. فقط انگار وظیفه خودشون میدونن که اطلاع رسانی کنن. چه درست و چه غلط.

 بیشتر مواقع این مطالب رو نمیخونم ولی وقتی یک مطلب تخصصی مربوط به رشته کاری خودم و یا در مورد سلامتی در گروهها پخش میشه و درست نیست یا پایه و اساس علمی درستی نداره طاقتم تمام میشه و نمیتونم ساکت بشینم و اعتراض میکنم. بیشتر مواقع بجای اینکه کسی ازت تشکر کنه همه میرن از اون کسی که اون مطلب بی ربط رو به اشتراک گذاشته تشکر میکنن و به اصطلاح دماغ شما رو میسوزونن. ولی من کوتاه نمیام و بار دیگه هم اعتراض خودم رو عنوان میکنم و سعی میکنم توضیح بدم. چون فکر میکنم این وظیفه تک تک ماست تا در حد خیلی کم هم شده به افزایش معلومات درست خانواده و فامیلمون کمک کنیم.

امروز یک مطلب خوب در مورد کتابخوانی در یکی از گروهها گذاشته شده بود و به این نکته اشاره شده بود که ما ایرانی ها به کتاب خوندن اهمیت نمیدیم. این واقعیت تلخیه . ولی من از انتقاد کردن بدون پیشنهاد راهکار برای بهبود مشکل خوشم نمیاد و کلا اهل عمل هستم و بهمین دلیل گفتم شاید فرصتی باشه تا اعضای فامیل رو به چالش کتاب خوندن بکشونم و ازشون پرسیدم هر کس آخرین کتابی که خونده و خوشش اومده به بقیه اعضای گروه معرفی کنه.   فعلا که هیچ خبری نشدهچشمک.

   + الهه جمالزاده - ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٥

ساعات مفید با ستاره

دو یکشنبه گذشته در فاصله ای که بابایی مشغول تمرین دو بود مادر و دختر از فرصت استفاده کردیم و رفتیم سینما. حالا که تارا شش ساله شده گزینه ها برای تماشای فیلم بیشتر شده و میتونیم دو سه ساعت از اوقات فراغتمون رو با دیدن یک فیلم جدید پر کنیم. وقت گذراندن با ستاره مامان خیلی نشاط آوره. 

 

   + الهه جمالزاده - ٢:٢٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٥

برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصی

خوندن کتاب  lean in  نوشته خانم  Sheryl Sandberg  رو به همه خانمهایی که کار میکنن و یا به کار کردن فکر میکنن و میخوان بین زندگی شخصی و کاریشون بالانس برقرار کنن توصیه میکنم.  خوندن این کتاب به آقایون هم توصیه میشه چون میتونن نقش مهمی داشته باشن در برقراری این تعادل به عنوان همسر یا پدر یا  یک مدیر.

 

 

 

   + الهه جمالزاده - ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٥

چطور واکنش نشان دهیم....

حتما برای شما هم پیش اومده که در جمع دوستان و فامیل با افرادی برخورد کردین یا میکنین که سعی دارن هر کاری رو که میکنن بزرگنمایی کنن. خودشون رو مهم جلوه بدن در حالی که خواسته یا ناخواسته دارن دیگری رو تخریب میکنن. من بجای اینکه این افراد رو در ذهنم تحسین کنم و بگم به به چقدر اعتماد بنفسش بالاست کمی دلم براشون میسوزه چون فکر میکنم در درونشون احساس رضایت و آرامش ندارن و سعی دارن در ظاهر با خودنمایی و تعریف از خود اون کمبودها رو بپوشونن.  

برخورد کردن با این جور افراد آسان نیست ولی میشه بهش به عنوان یک موقعیت آموزشی رایگان نگاه کرد و از رفتارشون درس گرفت. شاید بهترین روش برخورد با این جور افراد آرام بودن و گوش کردن و شرکت نکردن در بحثشون باشه.  این سومین مورد خیلی تمرین لازم داره. من زود تحریک میشم و شروع میکنم به نظر دادن که بنظرم اصلا درست نیست.

   + الهه جمالزاده - ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ بهمن ۱۳٩٥
← صفحه بعد